ورزش ، فاصله انداز میان مرگ و زندگی

زندگی در عصر تکنولوژی و قرن پیشرفت، ما را از سادگی زندگی پدرانمان غافل
کرده است. هوای پاک را بهراحتی استفاده از خودروهای شخصی، آب زلال
رودخانه را به آبهای لولهکشی گاه ناسالم، ورزیدگی ناشی از کار روزمره را
به سهولت استفاده از لوازم برقی و طبیعت زیبای کوه و کویر را به
ساختمانهای سربهفلککشیده ارزان فروختیم. اما امروز زمان آن است که
ببینیم در زندگی پدران و گذشتگان ما چه بوده که تمام علوم و متد روز دنیا
هم ما را در رسیدن به سلامت جسم و روح آنها یاری نمیکنند.
شاید
مهمترین بیماریهایی که گذشتگان ما را به کام مرگ میفرستاد، ذاتالریه و
امثالهم بود، اما امروز بیشترین میزان مرگ در کشورمان به علت بیماریهای
قلبی است. بیماریهایی که از زندگی ماشینی در شهرهای شلوغ، سیگار کشیدن،
تنفس هوای آلوده، استفاده از غذاهای پرچرب و فوری و مهمتر از همه بیتحرکی
نشات گرفتهاند.
قطعا هیچکدام از بیمارانی که در صفهای گاه
چندین ساله جراحی قلب منتظر میمانند، فکرش را هم نمیکردند که تغییری کوچک
در سبک زندگیشان میتوانست آنها را از ابتلا به این بیماری دردناک نجات
دهد. یا حداقل هیچیک از ما تصور نمیکنیم که یک برنامه ساده روزانه متشکل
از ورزش چند دقیقهای، حذف نمک و شکر از غذا و پرهیز از دخانیات میتواند
فاصله بین مرگ و زندگی ما را تعیین کند. بنابراین بهعنوان یک جراح قلب،
به مردم کشورم توصیه میکنم از همین امروز برای تغییر سبک زندگی خود تلاش
کنند.
نکته پراهمیت، در خصوص ورزش کردن است. هفتهای3نوبت ورزش هر
کدام به مدت 30دقیقه باعث میشود علاوهبر اینکه کیفیت زندگی ما بهبود
پیدا کند، قدرت عضلانی و اسکلت بدن نیز افزایش یابد و قلب بهعنوان مرکز
هدایتکننده جسم در سلامت به حیات خود ادامه دهد. بد نیست بدانید که ورزش
روزانه باعث تنظیم فشار خون، بهبود گردش خون در مغز، بهبود فعالیت مغز،
کاهش احتمال تصلب شرائین، کاهش چربیهای مضر ال.دی.ال در خون و افزایش
چربیهای مفید اچ.دی.ال میشود. با افزایش اچ.دی.ال خون نقش حفاظتی
سیستم ایمنی بدن بیشتر میشود و خطر سکتههای مغزی کاهش پیدا میکند. البته
ورزشی که بعد از آن هنوز انگیزه ناپرهیزی و خوردن کلهپاچه و غذاهای پرچرب
در وجود شما باشد، فایدهای ندارد. از این رو بهتر است زمانهایی را فارغ
از زندگی فشرده شهری به گروههای پرنشاط ورزشی بپیوندیم و خود را از خطرات
جسمی ایمن کنیم.
گرچه از وظایف سازمانها و ارگانهای مرتبط برای
فراهم کردن امکانات و زیرساختهای ورزشی نباید غافل ماند، چراکه در صورت
تعدد ورزشگاهها و اماکن ورزشی، مردم نیز میل و رغبت بیشتری برای ورزش کردن
خواهند داشت.
هماکنون بیشترین توجه به زیرساختهای ورزشی در شهر
تهران و توسط شهرداری پایتخت دیده میشود. نصب لوازم ورزشی در پارکهای
کوچک و بزرگ سطح شهر با حضور مربیان و پزشکان عمومی برای آموزش و چکاب
سلامتی از جمله این اقدامات است که خوشبختانه استقبال بسیار خوبی نیز از
سوی شهروندان داشته است.
شایسته است که دیگر نهادهای مرتبط نیز در
این راستا همچون سایر کشورهای جهان اقداماتی را انجام دهند تا به جای توسعه
بیمارستانها و واردات دارو، برای سلامت مردم هزینه کنیم. ورزش همگانی و
ورزش قهرمانی در موازات یکدیگر هستند و هیچکدام دیگری را نقض نمیکنند.
بنابراین سازمان ورزش علاوهبر قهرمانپروری میبایست زمینههای حضور عمومی
مردم را در عرصههای ورزشی فراهم کند. نمونه آن پیادهرویهای خانوادگی
است که در کشورهای دیگر حتی با بلیتفروشی برای کمک به بیماران همراه است.